بایگانی دسته بندی ها: فردا نیوز

مردگان فراموش شده در خانه‌های متروک

روزنامه ایران: پرونده‌های مربوط به مرگ افراد در مراکز پلیس کشورهای مختلف جهان تنها مربوط به قتل و دیگر جنایات روزمره نمی‌شود بلکه همواره در میان مردگان اجساد افرادی دیده می‌شود که به طرزی مشکوک و گاهی هم به طرزی احمقانه‌ای جان خود را از دست داده‌اند و مرگ مرموز افرادی که اجسادشان در میان زباله‌ها یا خانه‌های متروک پیدا می‌شود، در امریکا بیش از هر نقطه جهان است.۸ پرونده مرگ عجیب که مأموران پلیس ایالت‌های مختلف امریکا و اسپانیا را درگیر کرده متعلق به قربانیانی است که اجساد مومیایی شده‌شان پس از گذشت ماه‌ها و حتی سال‌ها توسط نیروهای پلیس کشف و شناسایی شده است.

یکی از عجیب‌ترین پرونده‌ها مربوط به جسد جوانی است که توسط نیروهای پلیس بروکلین امریکا در سال ۲۰۱۳ میلادی کشف شده در حالی که مادرش نادانسته ۲۰ سال در کنار جنازه این جوان زندگی می‌کرد.«ژوزت باچمن» خاله این پسر جوان هنگامی که متوجه شد خواهرش به شدت مریض شده است وارد خانه او شد تا او را که نابیناست با خود به بیمارستان ببرد اما در کمال حیرت در یکی از اتاق‌های خواب با جسد مومیایی خواهرزاده خود روبه‌رو شد در حالی که مادر نابینای این جوان ادعا کرد که از ۲۰ سال پیش گمان می‌کرده پسرش خانه‌شان را ترک کرده و ناپدید شده است غافل از آنکه پسر بیمار وی در اتاق خواب جان سپرده و در تمام این سال‌ها مادر نابینایش متوجه مرگ او نشده بود.

در سال ۲۰۱۵ میلادی مأموران پلیس جسد دختر ۳ ساله ناپدید شده‌ای به نام «املیا براون» را در خانه متروک مادربزرگش پیدا کردند و کارشناسان پزشکی قانونی تشخیص دادند که دختر بچه سال‌ها پیش به خاطر استنشاق دود ناشی از آتش‌ گرفتن سطل زباله خانه مادربزرگش جان سپرده است.
ملک متروک مادربزرگ به حدی در هم و بر هم بوده که جسد دختر بچه در اتاق خواب ساختمان به چشم دیگران نمی‌آمده‌است. آتش‌نشانان می‌گویند هنگامی که دختر بچه به تنهایی در این خانه بازی می‌کرد در اتاق به دلیل فرسودگی بسته شده و او پس از مدتی جان سپرده است.

به گزارش پلیس نیویورک، دو برادر به نام‌ «هومر و لانگلی» عادت به جمع‌آوری زباله و وسایل شکسته در خانه‌شان داشتند. «هومر» کور بوده و برادرش «لانگلی» برای مراقبت و بهبود حال وی روزانه چندین پرتقال را آب می‌گرفت تا با خوراندن آب پرتقال به او سلامتش را تأمین کند.مأموران سال‌ها پس از مرگ دو برادر اجسادشان را در میان انبوه تفاله پرتقال پیدا کردند.
مأموران پلیس می‌گویند هنگام جست‌وجو در خانه‌ در هم و برهم این دو برادر ابتدا جسد «هومر» را در میان جعبه‌ها یافتند و کمی دورتر جنازه «لانگلی» را دیدند که زیر زباله‌ها مدفون شده بود.
مأموران شهرداری بیش از ۱۰۰ تن زباله از جمله ۲۵ هزار جلد کتاب از خانه این دو برادر پیدا کرده بودند.

در سال جاری پلیس کالیفرنیا اعلام کرد که جسد مردی را در خانه کثیفش پیدا کرده‌اند که چند سال قبل بر اثر روشن بودن سیگار و آتش‌سوزی جان سپرده بود.
مرگ در زیر تپه‌ای از زباله‌ها می‌تواند بدترین شکل برای پایان یک زندگی باشد.
در آوریل سال جاری میلادی پلیس جسد مردی ۵۱ ساله را در خانه‌اش در شمال غربی اسپانیا که زیر زباله‌ها مدفون شده بود پیدا کردند.
کارشناسان پس از کشف جسد اعلام کردند که این مرد به سندرم سالخوردگی «دیوژن» به عبارتی جمع‌آوری زباله مبتلا بود که یکی از علائم بیماری غفلت، بی‌توجهی به بهداشت فردی و محیطی و توجه نکردن به توصیه‌های پزشکی بوده است. آتش‌نشانان اسپانیایی می‌گویند برای یافتن جسد این مرد مجبور شدند تپه بزرگی از زباله را کنار بزنند.

سگ‌های خانگی همواره مراقب صاحبان خود هستند اما سگ‌هایی نیز بوده‌اند که خوی وفاداری خود را از دست داده‌اند و به صاحبانشان حمله کرده‌اند و در این میان سگ‌های خانگی زنی در ارکانزاس امریکا در حرکتی عجیب به خاطر گرسنگی صاحب‌شان را خورده‌اند.
به گزارش پلیس، هنگام کشف جسد این زن در خانه متروکه و کثیفش بیش از ۵۰ سگ وجود داشتند که همگی دچار سوءتغذیه شدید بوده‌اند. کارشناسان پزشکی قانونی تأیید کردند که این زن به بیماری هپاتیت نوع C دچار بوده و سگ‌های گرسنه به جانش افتاده‌اند.
یکی دیگر از قربانیان حادثه‌ای عجیب زنی ۹۰ ساله به نام «انا راگین» بوده که در خانه کثیف دختر ۶۵ ساله‌اش در سانفرانسیسکو زندگی می‌کرد. گزارش‌های پلیس نشان داده این زن به دلیل کهولت سن در میان زباله‌های خانگی جان سپرده است، اما دخترش برای مدتی طولانی در کنار جسد وی زندگی می‌کرد و از مرگ مادرش حتی با همسایگان خود نیز سخن نگفته است.
مأموران آتش‌نشانی به همراه افراد پلیس پس از کشف جسد پیرزن و تخلیه خانه، دختر ۶۵ ساله‌ او را به خانه سالمندان منتقل کردند و خانه‌اش پس از نظافت و گندزدایی به مبلغ ۶/۱ میلیون دلار فروخته شد.

آخرین قربانی خانه‌های کثیف و متروک مردی ۶۶ ساله بوده که جسدش در خانه‌ای پر از زباله در کانکتیکات امریکا پیدا شد. این مرد به نام «بورلی میچل» بر اثر یک سانحه جان سپرده بود که جسدش ماه‌ها در خانه درهم و برهم وی باقی مانده بود.اطلاعات پلیس نشان داد که قربانی هنگام راه رفتن در طبقه اول خانه‌اش پایش سر خورده و به طبقه پایین و میان زباله‌ها سقوط کرده است. مأموران آتش‌نشانی می‌گویند زباله‌های درون خانه تا نزدیکی سقف رسیده بود و به نظر می‌رسید که قربانی علاقه خاصی به جمع‌آوری آشغال‌ها از خیابان‌ها داشت و آنها را در خانه خود روی هم می‌انباشت.

چرا پزشکان بد خطند؟

روزنامه ایران: شاید برایتان جالب باشد بدانید این مشکل فقط ویژه ما ایرانی‌ها نیست و بیشتر پزشکان حتی پزشکان اروپایی بدخط هستند. برای همین است که در اوایل سال میلادی جاری، سیستم درمانی هلند همه پزشک‌ها را مجبور کرد نسخه‌هایشان را تایپ کنند.

فرشاد سال‌هاست در هلند زندگی می‌کند. او می‌گوید: «بدخطی پزشکان موجب خطای پزشکی می‌شد، خیلی اوقات داروخانه‌ها داروی اشتباه به بیمار می‌دادند. بیمار هم مدتی همان دارو را مصرف می‌کرد و وقتی می‌دید حالش بد شد، دوباره به پزشک مراجعه می‌کرد و می‌فهمید نسخه اشتباه بوده. در اوایل سال‌جاری میلادی این قانون اجرا شد. یعنی قانون تایپ کردن نسخه‌ها و پزشکان موظف شدند نسخه‌هایشان را پرینت شده به داروخانه‌ها بدهند. یعنی بعد از این تاریخ داروخانه‌ها هم نسخه پرینت نشده، با مهر و امضای دکتر را قبول نکردند. الان دیگر این موضوع برای همه عادی شده. انگار که این قانون همیشه بوده و چیز عجیبی هم نیست. الان در هلند بیشتر دکترها کارهای‌شان را با رایانه انجام می‌دهند. از جمله آرشیو پرونده بیمار. پس کار سختی هم نیست که ۳۰ ثانیه وقت بگذارند و نسخه‌ها را تایپ کنند و با یک کلیک دست مریض بدهند.»

طبق آماری که انجمن پزشکی آمریکا منتشر کرده سالانه صدها نفر به علت بدخط بودن نسخه‌ها و این‌گونه اشتباهات جان خود را از دست می‌دهند.

منوچهر خیاط‌‌زاده مسئول داروخانه‌ای نزدیکی میدان رسالت تهران است. ۲۰ سال سابقه کار دارد. او می‌گوید: «اصلاً نمی‌فهمم چرا پزشکان ما روز به روز بدخط‌ تر می‌شوند. اوایل کارم، یعنی سال‌ها پیش می‌توانستم همه نسخه‌ها را بخوانم، اما باورتان نمی‌شود، من هم با این همه تجربه این روزها نمی‌توانم نسخه‌ها را بخوانم. گاهی پیش آمده نسخه را اشتباه بپیچم. به دستیارها هم اصلاً نمی‌توانم اعتماد کنم، یعنی بیچاره‌ها حق هم دارند. این روزها تا به نسخه‌ای شک می‌کنم زود بیمار را می‌فرستم پیش دکترش تا نسخه را اصلاح کند. اگر خطایی اتفاق بیفتد فردایش می‌آیند سراغ ما. دیگر نمی‌گویند پزشک بدخط بوده.»

یک مرد مسن که در همین داروخانه منتظر است تا دکتر نسخه‌اش را آماده کند، حرفهایمان را می‌شنود و دنباله حرف را می‌گیرد: «به نظرم دکترها مخصوصاً بدخط می‌نویسند تا بیمار از فهرست داروها سر درنیاورد. چون ما خیلی از داروها را توی خانه‌مان داریم، می‌خواهند این جوری ما را مجبور کنند تا دوباره دارو بخریم. بیا خانه من را ببین، خودم یک داروخانه کامل دارم! بعضی دکترها هم می‌گویند برو فلان داروخانه. انگار باهم قرارداد دارند. یک جوری می‌نویسند که همان داروخانه طرف قرارداشان بتواند نسخه را بخواند.»

 خانم جوانی که داروهایش را تازه گرفته تا این حرف ها را می‌شنود می‌گوید: «یک بار به جای داروی معده نمی‌دانم دایجستیو بود یا داروی دیگری که به من قرص قلب دادند. آنقدر حالم بد شد که نگو. بعد که مراجعه کردم دکتر، فهمید دارو را آقای دکتر آنقدر بدخط نوشته که دکتر داروخانه هم اشتباه متوجه شده. این طوری با جان ما بازی می‌کنند، با این بدخطی‌شان.»

امیر پورموسی پزشک عمومی، خط خوبی دارد. چند نمونه از نسخه‌هایش را نشانم می‌دهد: «بد خطی نسخه همکارانم تا این حد باور نکردنی است که گاهی من هم از آنها سر در نمی‌آورم. این از نظر نظام سلامت نادرست است. من به‌عنوان یک پزشک با این نسخه‌ها بشدت مخالفم. برخی پزشک ها با این کار می‌خواهند ثابت کنند نسخه‌شان ویژه‌ است یا به نوعی در نسخه‌ها رمزگذاری می‌کنند. این موضوع وهمچنین تعداد اقلام دارویی که پزشکان ایرانی می‌نویسند جای بررسی دارد. برخی فکر می‌کنند، اگر نسخه‌شان کوتاه و خوش‌خط باشد‌ شأن آنها پایین می‌آید.» او به نکته دیگری هم اشاره می‌کند؛ اینکه این بد خط نوشتن، فقط مخصوص پزشکان نیست و کادر پزشکی هم متأسفانه همین قدربد خطند: «نمی‌دانید گاهی در بیمارستان ها به خاطر همین بدخط نوشتن چه فاجعه‌هایی که رخ نمی‌دهد. این اتفاق‌ها اصلاً قابل مقایسه با یک نسخه بدخط نیست. چون وقتی بیمار نسخه‌ای را پیش دکتر داروخانه می‌برد او دوباره آن را کنترل می‌کند و احتمال خطا کم می‌شود، اما در بیمارستان وقتی در پرونده بیمار نام دارویی توسط پرستار اشتباه نوشته شود، ممکن است اشتباه‌های وحشتناکی پیش بیاورد و تا مدت‌ها بیمار داروی اشتباه مصرف کند.»

 مصطفی کوکبی، پزشک، خودش را چندان بدخط نمی‌داند. با خنده‌ای می‌گوید دست‌کم داروخانه‌ها می‌توانند نسخه‌ام را بخوانند: «دلیل بدخطی تند‌نویسی پزشکان است. واقعاً علت دیگری ندارد. البته همه پزشکان می‌دانند که باید سه چهار حرف اول دارو را خوش خط بنویسند. داروهایی مثل والفارین و دیگوکسین و… چون دوز دارویی‌شان خطرناک است، باید کامل و خوش خط نوشته شوند. شاید به همین خاطر بسیاری از بیمارستان‌های آمریکا که همه‌ساله تعدادی بیمار به خاطر بدخطی پزشکان جانشان را از دست می‌دادند، نسخه‌هایشان را الکترونیک کردند.»

این بار که نسخه بدخطی از پزشکتان گرفتید، بد نیست چند لحظه‌ای تأمل کنید. شاید هم اعتراضی کوچک به پزشک، تلنگری باشد برای خوش خط نوشتن نسخه بیمار بعدی؛ شاید!

دست از مقایسه کردن زندگی‌تان بردارید

بیتوته: اکثر ما می‌فهمیم که چقدر مقایسه کردن خودمان با دیگران کاری احمقانه است. همه ما می‌دانیم که اینکار هیچ سودی برایمان نخواهد داشت. اما ما این نوع مقایسه‌ها را انجام می‌دهیم، چه مقایسه کردن اندازه خانه‌مان باشد، چه درآمدمان، چه ویژگی‌های ظاهری‌مان یا هر چیز قابل‌شمارش (یا غیرقابل‌شمارش) دیگر.

بااینکه می‌دانیم این کار مشکلات زیادی دارد، ولی

۱) در اکثر مواقع چیزهای اشتباهی را مقایسه می‌کنیم. چون خیلی راحت ممکن است چیزهایی که قادر به اندازه‌گیری آن هستیم را مقایسه کنیم، در دنیایی زندگی می‌کنیم که برای اندازه‌گیری و مقایسه عالی است. عادت کرده‌ایم با مقایسه لباس‌ها، ماشین‌ها، خانه‌ها، درآمد‌ها، زیبایی یا حتی فالوورهای اینستاگرام تصمیم بگیریم که چه کسی زندگی بهتری دارد. ولی چیزهای خارجی معمولاً مقیاس خوبی نیستند.

۲) ما معمولاً بدترین‌های خودمان را با بهترین‌های دیگران مقایسه می‌کنیم. مقایسه کردن زندگی‌تان با دیگران همیشه نشانه بازنده بودن است چون همیشه کسانی هستند که بهتر از شما «به نظر می‌رسند» و به نظر زندگی بهتری نسبت به شما دارند. از اینها گذشته، ما معمولاً بدترین چیزهایی که درمورد خودمان می‌دانیم را با بهترین ویژگی‌های زندگی دیگران مقایسه می‌کنیم. ولی مطمئن باشید زندگی آنها به آن ایدآلی که در ذهن شماست، نیست.

۳) بازی مقایسه انتها ندارد. مقایسه کردن دسته‌بندی نامحدود و بی‌نهایت دارد ولی تعداد کسانی که می‌توانید خودتان را با آنها مقایسه کنید محدود است. وقتی وارد این راه شدید، هیچوقت انتهای آن را پیدا نخواهید کرد.

۴) زندگی روی نمودار ارزش‌گذاری نمی‌شود. اینکه شما چه جایگاهی در مقایسه با دیگران دارید، مطلقاً هیچ اهمیتی در زندگی‌تان ندارد. هیچ تفاوتی ایجاد نخواهد کرد. هدف زندگی این نیست که بهتر از ۵۰٪ بقیه مردم روی کره زمین باشید. هدف زندگی این است که بهترین چیزی باشید که می‌توانید.

۵) مقایسه تمرکز شما را روی فرد اشتباهی می‌اندازد. شما فقط قادر به کنترل یک زندگی هستید: زندگی خودتان. وقتی مداوماً خودتان را با دیگران مقایسه می‌کنید، انرژی باارزشتان را برای تمرکز روی زندگی دیگران و نه زندگی خودتان هدر می‌دهید.

۶) مقایسه لذت زندگی را از شما می‌گیرد. مقایسه کردن خودتان با دیگران همیشه حسرت چیزهایی که نیستید و چیزهایی که ندارید را برایتان به ارمغان می‌آورد و نه‌تنها هیچ لذتی به زندگی‌تان اضافه نخواهد کرد بلکه تمام لذت زندگی‌تان را هم خواهد گرفت.

خیلی از خوشی‌های زندگی با عادت ناسالم مقایسه کردن خود با دیگران از بین می‌رود. اینکار قدرشناسی، لذت و حس رضایت از زندگی را از ما می‌دزدد.

ولی بیشتر از این، نمی‌گذارد به طور کامل از زندگی‌مان استفاده کنیم. باعث می‌شود به زندگی فرد دیگری حسادت کنیم و به جای زندگی خودمان به دنبال زندگی او باشیم. اینکار مهمترین و باارزش‌ترین دارایی‌مان را از ما می‌دزدد: یعنی خودِ زندگی. و بااینکه وسوسه مقایسه کردن هیچوقت به طور کلی از بین نمی‌رود ولی روش‌هایی وجود دارد که بتوانید تا حد زیادی از آن جلوگیری کنید.


مشکلات مقایسه کردن

مقایسه کردن زندگی‌تان با دیگران همیشه نشانه بازنده بودن است‎

۱) مشکلات مقایسه کردن خودتان با دیگران را تشخیص دهید. به لیستی که در بالا به آن اشاره کردیم نگاهی بیندازید. چرا باید عادتی را وارد زندگی‌تان کنید که حس حقارت را در شما تقویت کند؟ یا مداوماً شما را به حسادت، رقابت و تقلای بی‌ثمر و هدف ترغیب کند؟ گاهی‌اوقات فقط یادآوری احمقانه بودن اینکار به خودتان باعث می‌شود بتوانید به آن غلبه کنید.

۲) قدر چیزی که هستید را بدانید. زندگی شما نقاط فوق‌العاده زیادی دارد. چه هنرمند باشید، چه تاجر، چه یک مادر، یک شنونده خوب یا یک انسان سخاوتمند. مطمئناً ویژگی‌های فوق‌العاده‌ای برای قدرشناسی دارید. هرگونه مقایسه بین شما و یک فرد دیگر مثل مقایسه کردن سیب با پرتقال است. نه آنها در جای شما زندگی می‌کنند و نه شما جای آنها، درنتیجه نتیجه کار هم باید کاملاً متفاوت باشد.

۳) روی درونتان تمرکز کنید. به سخاوت، فروتنی، نیکی، مهربانی و عشق بها دهید. سعی کنید به کیفیات درونی یک زندگی ساده توجه کنید تا مسائل بیرونی در نظرتان کمرنگ‌تر شوند. و هرچه سریعتر بتوانید زیبایی‌های درونی زندگی را ببینید و تشخیص دهید، خیلی زودتر دست از مقایسه کردن خودتان با دیگران برمی‌دارید.

۴) درک کنید که زندگی مسابقه نیست. خیلی جاها ممکن است رقابت خوب باشد ولی زندگی مسابقه نیست. همه ما به طور یکسان در این زمان خاص روی این سیاره خاص فرستاده شده‌ایم و هرچه زودتر برای برنده شدن دست از رقابت و مسابقه دادن با هم بردارید، سریعتر می‌توانیم در کنار هم و با هم برای پیشرفت زندگی‌هایمان تلاش کنیم.

۵) یادتان باشد که هیچکس کامل نیست. ما در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که به ایدآل بودن بها می‌دهد. کافی است نگاهی به مجلات و روزنامه‌ها بیندازید و سوپراستارها و هنرپیشه‌ها را با صورت‌ها و بدن‌هایی ایدآل و بی‌نقص ببینید. ولی این همه ماجرا نیست. این یک طرف داستان است. یک قدم مهم برای جلوگیری از افتادن به دام مقایسه این است که به خاطر داشته باشید که فقط یک عکس از یک لحظه بیانگر همه زندگی نیست. داستان زندگی با ساعت‌ها بودن در اتاق آرایش یا تکنیک‌های اصلاح عکس برای از بین بردن عیب و نقص‌ها تمام نمی‌شود. این عکس به ندرت درمورد مشکلات و شکست‌های زندگی این افراد حرف می‌زند. ولی واقعیت همچنان این است: هیچ فرد کاملی وجود ندارد – ازجمله ما و شما.

۶) با قصد و منظور زندگی کنید. خیلی از افراد بدون داشتن هیچ هدف و مقصودی زندگی می‌کنند. آنها به ندرت وقت می‌گذارند و در اتاقی ساکت می‌نشینند تا به خودشان و زندگی‌شان فکر کنند، اینکه که هستند و از زندگی چه می‌خواهند. درنتیجه بعنوان واکنشی به اتفاقاتی که اطرافشان می‌افتد، زندگی می‌کنند. ولی وقتی با قصد و هدف زندگی کنید، بازی مقایسه برایتان جذابیت کمتری پیدا می‌کند.

مقایسه کردن خودمان با دیگران جزوی از ذات ما انسان‌هاست. ولی اینکار هیچ سودی برایمان نخواهد داشت. پس دست از مقایسه کردن خودمان با دیگران برداریم. ما به دنیا نیامده‌ایم که زندگی آنها را زندگی کنیم. احمقانه است که زندگی‌مان را با حسادت به زندگی دیگران تلف کنیم. درعوض، شروع به زندگی کردن زندگی خودتان کنید و سعی کنید از همین امروز این کار را به نحو احسن انجام دهید!

کاهش دردهای سیاتیک از دیدگاه طب سنتی

خبرگزاری مهر: عصب سیاتیک، عضلات پشت زانو و پایین پا را کنترل می‌کند و ضمنا حس قسمت پشتی ران، حس قسمتی از پایین پا و کف پا را هم تامین می‌کند. درد سیاتیک، دردی است که در طول همین عصب انتشار دارد و معمولا با دردهای خفیف و اندک آغاز می‌شود و به‌ مرور در مدت‌ زمانی کوتاه تشدید پیدا می‌کند و در برخی موارد به دردی غیرقابل‌تحمل تبدیل می‌شود.

درد ممکن است شبیه سوزن سوزن شدن، درد مبهم یا درد سوزشی باشد که همراه با آن، درد به باسن و پشت ران و ساق انتشار پیدا می‌کند و فرد را از انجام حرکات و فعالیت‌های روزانه ناتوان می‌کند.

علی بهادری، متخصص طب سنتی، در این باره گفت: درد عصب سیاتیک یکی از علل مهم کمردرد و درد در اندام تحتانی است. تغییرات وابسته به سن در ستون مهره‌ها شایع‌ترین علت سیاتیک است که بیشتر در فاصله‌ سنی ۳۰ تا ۵۰ سال روی می‌دهد و هرگونه فشار بر روی رگ سیاتیک ازجمله بلند کردن اجسام سنگین، برگشتن ناگهانی به پشت، انجام دادن ورزش‌های سنگین موجب بروز درد خفیف تا ناتوانایی و ازکارافتادگی در فرد می‌شود.

علی بهادری بابیان اینکه طب سنتی توصیه‌های کاربردی زیادی برای پیشگیری از عود کردن دردها و اسپاسم‌های عصب سیاتیک به افراد مبتلابه سیاتیک دارد، گفت: افراد مبتلابه سیاتیک بهتر است از مصرف مواد غذایی با طبع سرد و مرطوب پرهیز کنند.

این متخصص طب سنتی اضافه کرد: این افراد بهتر است از مصرف گوشت گوساله و گاو، انواع چاشنی‌های ترش، ماست و دوغ و حبوبات بپرهیزند یا مصرف آن‌ها را در طول هفته به حداقل برسانند.

وی خاطرنشان کرد: این افراد بهتر است در وعده‌های غذایی خود به‌ویژه وعده صبحانه یا میان وعده‌های صبح و عصر از شیره انگور و مغز گردو که در گروه مواد غذایی با طبع گرم هستند، استفاده کنند.

بهادری اظهار کرد: درمانگران افرادی که میزان خلط دم و بلغم در بدن‌شان زیاد است در مقایسه با دیگر گروه‌ها استعداد بیشتری در ابتلا به دردهای سیاتیکی دارند که این گروه نیز با اصلاح شیوه زندگی و رعایت دستورات و رژیم غذایی مناسب می‌توانند میزان اخلاط بدن خود را به تعادل برسانند و به‌این‌ترتیب احتمال ابتلا به سیاتیک را کاهش دهند.

وی اضافه کرد: علاوه بر این علائم دیگری مانند چاقی و اضافه‌ وزن نیز وجود دارد که استعداد ابتلا به سیاتیک را افزایش می‌دهد. افراد چاق به دلیل وزن غیراستاندارد و نامناسب، اصولا به هنگام نشستن و برخاستن و حتی راه رفتن فشار بیشتری را در مقایسه با افراد طبیعی تحمل می‌کنند و به همین دلیل احتمال ابتلا به انقباض‌های عضلانی در آن‌ها افزایش می‌یابد و متعاقب آن احتمال بروز سیاتیک نیز چند برابر می‌شود.

این متخصص طب سنتی بابیان اینکه سرما نیز می‌تواند در تشدید دردهای سیاتیک موثر باشد، افزود: یکی از نکاتی که افراد مبتلابه سیاتیک باید به آن توجه کنند، تشدید دردهای سیاتیک و اسپاسم‌های عضلانی در فصل‌های سرد سال است، سرمای هوا یکی از مهم‌ترین دلایل افزایش غلظت مایع میان مفصلی در بدن است که موجب کاهش فضای موردنیاز ریشه‌های عصبی در جایگاه خود می‌شود.

وی اضافه کرد: به‌ این‌ترتیب افراد مبتلا به سیاتیک باید مراقبت‌های لازم را برای پیشگیری از عود کردن درد رعایت کنند. برای این منظور می‌توانند با پوشش مناسب و قرار نگرفتن در معرض هوای سرد از تشدید درد پیشگیری کنند. پیاده‌روی صبحگاهی اما مستمر نیز یکی از بهترین روش‌ها برای پیشگیری از بروز گرفتگی‌های سیاتیک است.

وی با اشاره به راهکارهای کاهش درد سیاتیک، گفت: اگر در شرایطی خاص دچار اسپاسم یا گرفتگی عصب سیاتیک شدید، موضع درد در ناحیه لگن یا ران را با کیسه آب‌،گرم‌ کنید؛ زیرا این عمل می‌تواند تاثیر زیادی در کاهش درد سیاتیک در افرادی که دچار اسپاسم‌های عصبی شده‌اند، داشته باشد.

بهادری، با بیان اینکه ماساژ موضع درد با روغن‌ زیتونی که در آن مقدار کمی زنجبیل رنده شده، می‌تواند به بهبود این دردها کمک کند، افزود: نوشیدن دم‌نوش‌هایی نظیر گل‌گاوزبان یا نعناع می‌تواند به کاهش درد و ریلکسی اعصاب کمک کند و دردهای ناشی از سیاتیک را تخفیف دهد.

این متخصص طب سنتی همچنین افزودن چاشنی‌ها و ادویه‌های گرم مثل دارچین و عسل به برنامه غذایی در کاهش درد در مبتلایان به اسپاسم را موثر دانست.

وی، عوامل مختلفی مانند فشارهای ناشی از جابه‌جایی دیسک در بدن، تغییر شکل و ظاهر دیسک، ضربه خوردن در اثر تصادف، ورزش یا حادثه از جمله رایج‌ترین و شایع‌ترین عواملی است که می‌تواند موجب تورم و دردناک شدن عصب سیاتیک شود؛ به‌گونه‌ای که روند زندگی فرد را تحت تاثیر قرار داده و امکان حرکت و جابه‌جایی را در او به حداقل می‌رساند.

بهادری بابیان اینکه افرادی که تحرک کمی دارند و کم فعالیت، نسبت به افراد فعال، بیشتر مستعد ابتلا به بیماری سیاتیک هستند، افزود: همچنین افرادی که مبتلا به بیماری دیابت هستند به دلیل آسیب و تخریب عصبی که بر اثر دیابت بر آن‌ها ایجادشده هم در معرض ابتلا به این بیماری هستند.