بایگانی روزانه: بهمن ۱۸, ۱۳۹۶

دادگاه قاتل رئیس شعبه موسسه آرمان برگزار شد/ سپرده‌گذار قاتل: من را اعدام کنید/ ۴۰۰ میلیون تومان ارزش قتل یک نفر را نداشت

زودتر اعدامم کنید / این مرد کرجی برای گرفتن 400 میلیون تومان سپرده رییس موسسه مالی ورشکسته را کشت + عکس

بیستم اردیبهشت سال ۹۶ قتل رئیس ۳۰ ساله یک شعبه مؤسسات مالی و اعتباری آرمان در شهر کرج به پلیس گزارش شد. بازپرس ویژه قتل و تیم تحقیق پس ازحضور در محل حادثه و مشاهده پیکر دست و پا بسته و دهان چسب پیچی مرد جوان، پی بردند او براثرخفگی جان باخته است.

از آنجا که این جنایت همزمان با مشکلات مؤسسه مالی، اعتباری رخ داده و قربانی ماجرا نیز رئیس یکی از شعبه‌های این مؤسسه بود کارآگاهان احتمال دادند قربانی ماجرا از سوی طلبکاران مؤسسه کشته شده باشد.

در ادامه تحقیقات نیز مشخص شد چندی قبل یکی از مشتریان بانک به نام «ایرج» بر سردریافت پولش با رئیس مؤسسه درگیری لفظی پیدا کرده بود. به این ترتیب وی به‌ عنوان یکی از مظنون‌ها بازداشت شد و در بازجویی به قتل ناخواسته اعتراف کرد. او مدعی شد در زمان واقعه یکی از دوستانش به نام «مجید» نیز همراهش بوده اما به هیچ عنوان قصد کشتن رئیس بانک را نداشته‌اند. با دستگیری «مجید» تحقیقات تکمیل شد و پرونده برای رسیدگی دراختیار شعبه یکم دادگاه کیفری استان البرز به ریاست قاضی هدایت رنجبر قرار گرفت. در ابتدای این جلسه که با حضور قاضی یزدانپور -مستشار دادگاه- برگزارشد اولیای دم خواستار قصاص عاملان قتل پسرشان شدند.

سپس «ایرج» متهم ردیف اول پرونده در جایگاه ایستاد و در حالی که اشک می‌ریخت، گفت: من قتل را قبول دارم اما باور کنید نمی‌خواستم او را بکشم. من تولید‌کننده کفش هستم. به‌خاطر مشکلات مالی کارگاه کوچکم را فروختم و به پیشنهاد یکی از آشنایانم ۴۰۰ میلیون تومان سرمایه زندگی‌ام را در این مؤسسه به‌عنوان سپرده گذاشتم. اما مدتی بعد که برای گرفتن پولم مراجعه کردم فهمیدم مؤسسه ورشکست شده است. حالم خیلی بد بود.

با پیگیری‌های زیاد رئیس مؤسسه را در کرج پیدا کردم. وقتی با او حرف زدم قرار شد فردای آن روز تکلیفم را روشن کند اما صبح روز بعد دیگر پیدایش نکردم. به دلیل اینکه قید پولم را زده بودم همراه خانواده‌ام به یزد رفتم. اما چندی بعد که به کرج برگشتم، اتفاقی او را دیدم که سوار خودرویش شده بود. دنبالش رفتم ونشانی خانه‌اش را پیدا کردم. بعد هم برای اینکه بتوانم بهتر مذاکره کنم سراغ یکی از همکارانم رفتم و از او خواستم تا با هم سراغ رئیس شعبه برویم. حدود ساعت ۹ و نیم شب به خانه‌اش رفتیم. من وارد خانه شدم و دوستم مقابل در منتظر ماند. پس ازکمی گفت‌و‌گو، او باز هم از من خواست فردا سراغش بروم که گفتم: «می‌ترسم مثل دفعه قبل فرار کنی». او هم عصبانی شد که جروبحث‌مان بالا گرفت. همان موقع با کمک دوستم دست و پایش را بستم و چسبی روی دهانش زدم و روی کاناپه گذاشتم. برای اینکه اثر انگشتم نماند دستکش دست کردم و همه جا را پاک کردم و رفتم. اما نمی‌دانستم که او خفه شده است.»متهم دیگر پرونده اما از قتل ابراز بی‌اطلاعی کرد و در حالی که «ایرج» نیز بر بی‌گناهی او تأکید داشت، گفت: «من هیچ کاری نکرده‌ام و فقط ایرج را همراهی کردم.»

ترس از بی‌پولی بدبختم کرد

«ایرج» که پس از چند ماه حبس نادم و پشیمان شده، گفت: «همه بدبختی هایم از ترس بی‌پولی بود. من آن ۴۰۰ میلیون تومان را با زحمت به دست آورده بودم و نمی‌توانستم براحتی از آن بگذرم. اما الان که در زندان هستم، هر لحظه به صحنه‌های درگیری فکر می‌کنم احساس می‌کنم حتی بیشتر از این پول هم ارزش گرفتن جان آدم‌ها را ندارد. من با این اشتباه خودم، خانواده‌ام و دوستم را به روزگار سیاه نشاندم و خودم را مستحق مرگ می‌دانم.

وقتی نمی‌توانم خودم را ببخشم چطور باید توقع داشته باشم خانواده مقتول از من بگذرند. می‌دانم عاقبتم چوبه دار است. به همین خاطرحالا بیشتر از قبل به مرگ فکر می‌کنم. اما باورکنید دوستم بی‌گناه است. او در این ماجرا دخالتی نداشت و به اصرار من به خانه رئیس شعبه آمد. من جرم و مجازاتم را می‌پذیرم و تنها نگرانی‌ام بی‌پناهی خانواده‌ام است. کاش هیچ وقت سراغ پولم نمی‌رفتم و هرگز رئیس شعبه را ندیده بودم. امیدوارم زودتر مرا اعدام کنند تا از کابوس‌های شبانه که یک لحظه هم رهایم نمی‌کند خلاص شوم. من سال‌ها برای زندگی‌ام زحمت کشیدم. دلم برای در کنار خانواده بودن حسابی تنگ شده است. من، همه خانواده‌ام را بدبخت کردم وحالا هم بشدت پشیمانم.اما افسوس که پشیمانی‌ام سودی ندارد. با این حال امیدوارم خدا، خانواده مقتول و خانواده‌ام مرا ببخشند.»

فکری به حال نفس مردم کنید

تاریخ انتشار : ۱۸ بهمن ۱۳۹۶ ساعت ۱۶:۲۹

به گزارش سپیدآنلاین، متن بیانیه خبرنگاران حوزه سلامت به این شرح است:
آلودگی هوای پایتخت و برخی کلانشهرها باز هم از مرز ناسالم عبور کرد. این وضعیت روزهای متمادی مدارس را تعطیل و نفس مردم را تنگ کرد. وضعیتی که بر سلامت جسمی، روانی و اجتماعی شهروندان تاثیر بسیار خواهد گذاشت و قدر مسلم به افزایش هزینه‌های نظام سلامت منجر خواهد شد.
آلودگی هوا برای مردم تهران و کلانشهرهای کشورمان، موضوع تازه‌ای نیست و در سال‌های اخیر به ویژه در فصل سرما، زندگی و سلامت مردم را در همه ابعاد مختل می‌کند. سرفه‌ها و خس خس سینه‌ها بیشتر شده، چشم‌ها می‌سوزد، خستگی و بی حوصلگی بیشتر شده و بیماری‌های قلبی و تنفسی تشدید شده است. ذرات معلق کوچکتر از ۲٫۵ میکرون که اکنون آلاینده اصلی هوای کلانشهرهاست در ریه‌ها جا خوش می‌کند و فاجعه‌ای را به دست خود رقم می‌زنیم که مثل آتش زیر خاکستر است.
بیماری‌های جسمی تنها ارمغان هوای آلوده نیست؛ شاخص‌های سلامت روان هم از این بلای عادی شده، تاثیر می‌گیرند. استرس، افسردگی و اضطراب مردم در این روزها بیشتر شده و عصبانیت، بگومگو و مشاجره‌ها و بوق‌های مکرر خودروها در این روزهای آلوده بیشتر است.

معاون وزارت بهداشت به استاندار تهران نامه می‌نویسد که ادارات با دو ساعت تاخیر آغاز به کار کنند، اما مورد پذیرش قرار نمی‌گیرد، فقط طرح زوج و فرد است که از در منازل اجرا می‌شود، اما اتومبیل‌های بی‌کیفیت، موتورسیکلت‌های دودزا همچنان در خیابان‌های پایتخت جولان می‌دهند و کامیون‌های فرسوده شب‌ها شهر را به تصرف خود در می‌آوردند تا صبح‌های کدر شهر را رقم بزنند.
عمق فاجعه این‌جاست که رییس سازمان محیط زیست نیز به خودروسازان و مافیای خودروسازی می‌تازد و می‌گوید که حتی زور رییس جمهوری نیز به آن‌ها نمی‌رسد. مردم جنوب و غرب کشور نیز ماه‌هاست در خاک زندگی می‌کنند و گرد و غبار جزیی از زندگی روزمره‌شان شده است؛ مردمانی مظلوم که صدای‌شان به جایی نمی‌رسد و فریادرسی ندارند.
اگر معتقدیم، سرنوشت هیچ قومی تغییر نمی‌کند مگر آن‌که خودشان بخواهند، پس باید پرسید چرا نمی‌خواهیم این بلای همیشگی را برطرف کنیم و چرا مسئولان شهری، کشوری و ملی کاری نمی‌کنند و صرفا به اقدامات لحظه‌ای و روزانه بسنده می‌کنند.
سیستم حمل و نقل شهری جواب‌گوی مردم نیست؛ آن‌هایی هم که هستند اعم از اتوبوس و مینی بوس و ون و کامیون و وانت و موتورسیکلت و هر چه هست خود عامل آلودگی هستند. خودروهای داخلی آلاینده‌اند، بنزین و گازوییل‌ها کیفیت ندارند، کارخانه‌های اطراف کلانشهرها بدون استانداردسازی و استفاده از صافی‌های کاهنده آلودگی سرجای‌شان هستند. همه نشسته‌اند و وزیدن باد و باریدن باران را از آسمان می‌خواهند.
راه حل‌های کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت، از نوسازی و توسعه سیستم حمل و نقل عمومی گرفته تا استانداردسازی خودروها، بنزین، گازوییل و دور کردن صنایع آلاینده از محیط زندگی مردم تا استفاده از فناوری‌های نوین برای کاهش آلاینده‌ها و سایر راه حل‌ها را می‌دانیم، اما منتظر معجزه نشستیم و کاری نمی‌کنیم. مردم نیز مانند مسئولان چشم به آسمان دارند.
گاهی استفاده از الگوهای کشورهای پیشرفته آن‌قدرها هم بد نیست؛ می‌توان از کشورهای موفق جهان الگو گرفت، مطالعه کرد، تحقیق کرد و دید که آن‌ها چه کردند. آنان که می‌دانند چرا کاری نمی‌کنند و آنان که نمی‌دانند چرا پشت میز نشسته‌اند.
خبرنگاران سلامت برای دومین بار از مسئولان می‌خواهند از نا امیدی و وعده‌های دور دست فاصله بگیرند و از همین امروز شروع کنند تا سال آینده با امروز متفاوت باشد. به ارائه اخبار ناقص، قطره چکانی و دیرهنگام پایان دهند. اگر چه اطلاعات مربوط به آلاینده‌های هوا به خاطر نبود دستگاه‌های سنجش کافی در شهرها و حتی مناطق مختلف پایتخت به درستی سنجیده نشده و آمار دقیق و کاملی از میزان آلودگی در اقصی نقاط کشور اعلام نمی‌شود.
خبرنگاران حوزه سلامت از روسای قوای سه گانه، وزرای دولت، نمایندگان مجلس، شهرداران، اعضای شوراهای شهر، متولیان تولید و پایش خودروها و صنایع، برنامه‌ریزان توسعه کشور و دانشگاهیان می‌خواهند از همین امروز همت مضاعفی انجام بدهند و فکری به حال نفس مردم کنند.

امضا کنندگان دومین بیانیه خبرنگاران حوزه سلامت درباره آلودگی هوا:
مریم مهران راد، امیر پروسنان، یاسمن قاسمی، افشین شاعری، فائزه نجارزادگان، نسیم قرائیان، محمد شفیعی، علیرضا وهاب زاده، یاسر مختاری، سارا امیری، سمانه زین العابدین، سادات حسینی خواه، ریحانه شاهسون، محمد رضازاده، معصومه حیدری پارسا، مهرو ماهر، شادی مکی، سمانه جعفری، سمانه نجارزادگان، علی رمضان پور، مرجان قندی، فریبا خان احمدی، فتانه انفرادی، ملیحه شفیعی، ناهید حاجی خانی، شعیب شاه زمانی، مهرنوش زارعی هنزکی، محمد حسین نجاتی، مهناز بیرانوند، مرضیه منگلی، عارف چراغی، سمیرا حسینی، زهراسادات خوشحالی، راحله مهربان


دیدگاه کاربران


ارسال دیدگاه

نام :   
ایمیل : 


کد امنیتی :